بی خبری ها

 #بی_خبری_ها

#میلاد_عرفان_پور

.

همه شب دست به دامان خدا تا سحرم

که خدا از تو خبر دارد و من بی‌خبرم

رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر دار

رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم

گرمی طبعم از آن است که دل سوخته‌ام

سرخی رویم از این است که خونین‌جگرم

کار عشق است نماز من اگر کامل نیست

آخر آنگاه که در یاد توام در سفرم

ای که در آینه هر روز به خود می‌نگری

من از آینه به دیدار تو شایسته‌ترم

عهد بستم که تحمل کنم این دوری را

عهد بستم ولی از عهد خودم میگذرم

مثل ابری شده ام در به در و شهر به شهر

وای از آن دم که به شیراز بیفتد گذرم.....

بی خبری ها

پ.ن: ما خونمون شب شعرم داریم،شماهم از این کارا کنید کلی لذت می برید..


منبع این نوشته : منبع

رقعه

#رقعه

#سید_حمیدرضا_برقعی


قسم به معنی «لا یمکن الافرار» از عشق

که پر شده است جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن

به آسمان بنگر! ما رایت إلا سر

سری که گفت من از اشتیاق لبریزم

به سر سرای خداوند می روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر

زهیر گفت حسینا!بخواه از ما جان 

حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر...

رقعه

پ.ن: این شعر عجیب وصف حال «شهید حججی» هست...خدایش بیامرزد.


منبع این نوشته : منبع

زنده باد کمیل

#زنده_باد_کمیل

#محسن_مطلق


گاهی با خود فکر می کردم که، خدایا این جماعتِ عاشق، در دل این سنگرهای خاک گرفته و ناامن به دنبال کدامین گُم شده آمده اند؟! چرا این همه سختی را بر خود هموار کرده اند.

 بعد از لختی تفکر، پی بردم که در هیچ جای دنیا مانند این سنگر های کوچک، عقیده انسان امنیت پیدا نمی کند، و هیچ جای دنیا، مانند این سنگرها آکنده از محک امتحان نیست، سنگرهایی که هر کدامش روزنه ای بود به بهشت.

زنده باد کمیل


پ.ن: سنگرهای ما کجاست؟ امتحان های سنگرهامون چی هست؟ برای امنیت عقیده هامون چه سنگری رو‌ساختیم؟


منبع این نوشته : منبع

علی زیباترین سروده ی هستی

#علی_زیباترین_سروده‌ی_هستی

#شهید_دکتر_مصطفی_چمران


تمام مبارزه ای که در طول تاریخ در گرفته است، برای این است که این انسان را مورد آزمایش قرار دهند، این انسان را تربیت کنند با ذکر با عبادت، با نماز، با روزه و انواع و اقسام امور تربیتی تا بتواند این حق را و این عدل را بپذیرد، این انسان آنچنان تربیت شود که همه‌ی وجودش را صفات خدایی پر کند و آماده شود که علی وار زندگی کند، آماده شود که حکومت علی را بفهمد، تسلیم عدل علی شود و آن روزگاری است که حضرت حجت(عج) ظهور می فرماید...

علی زیباترین سروده ی هستی


منبع این نوشته : منبع
انسان

طوفان دیگری در راه است

#طوفان_دیگری_در_راه_است

#سید_مهدی_شجاعی


الآن سه ساعت از نیمه شب گذشته ولی من آنقدر سرشار از هیجان و شگفتی‌ام که تا این نامه را برایت ننویسم خوابم نمی‌برد. امروز با یک انسان محیرالعقول مواجه شدم. فکر نمی‌کنم که تو هم در تمام عمرت آدمی به این بزرگی و عظمت دیده باشی. حتماً ندیده‌ای! اگر دیده بودی قطعاً به من می‌گفتی. آدمی که می‌تواند سرنوشت انسان را تغییر بدهد. نه فکر کنی که با سحر و جادو و این حرفها، نه! با حضورش. با بودنش. با شخصیتش. با روح بلند و دل دریایی‌اش. 

حسابش را بکن، کسی که در رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه تهران شاگرد اول شده، با بورس تحصیلی به آمریکا آمده، در اینجا دکترای فیزیک کوانتوم گرفته، در میان تمام دانشگاه‌های آمریکا مقام اول را کسب کرده، بلافاصله بعد از اخذ مدرک دکترا، در یک شرکت معتبرآمریکایی با بالاترین حقوق و امکانات استخدام شده و درست زمانی که می‌توانسته محصول زحماتش را بچیند و بیشترین کیف دنیا را بکند، همه این‌ها را رها کرده و رفته لبنان تا دینش را به خدا و پیغمبر و شیعیان مظلوم ادا بکند. 

طوفان دیگری در راه است

پ.ن: دلم می خواد اقای شجاعی رو از نزدیک ببینم بپرسم دنیا انقدر قشنگه یا نگاه شما به دنیا؟

پ.ن۲: کاش درباره همه چی می نوشتید! انقدر که خوب می نویسید...

پ.ن۳: دوتا نویسنده بودن که بدون اینکه چیزی از محتوای کتاب بدونم کتاباشونو می خریدم...حالا شد ۳تا!


منبع این نوشته : منبع
طوفان دیگری

قبله مایل به تو

#قبله_مایل_به_تو

#سید_حمید_رضا_برقعی


بسته است همه پنجره ها رو به نگاهم

چندی است که گم گشته‌ی در نیمه‌ی راهم

حس می‌کنم آیینه‌ی من تیره و تار است

بر روی مفاتیح دلم گرد و غبار است

از بس که مناگات سحر را نسرودم 

سجاده‌ی بارانی خود را نگشودم

پای سخن عشق دلم را ننشاندم

یعنی چه سحرها که ابوحمزه نخواندم

ای کاش کمی کم کنم این فاصله ها را

با خمسه عشر طی کنم این مرحله ها را

بر آن شده‌ام تا که صدایت کنم امشب

تا با غزلی عرض ارادت کنم امشب

ای زینت تسبیح و دعا زمزمه هایت

در حیرتم آخر بنویسم چه برایت؟


منبع این نوشته : منبع
قبله مایل

روش برداشت از قران

#روش_برداشت_از_قرآن

#علی_صفایی_حائری

عین صاد


راستی ریاضت ها چقدر شکل عوض می کنند. آن وقت‌ها که می‌خواهی مثل بلبل حرف بزنی و خودت را نشان بدهی، باید خفه باشی و هنگامی که حال گفتن نداری و کلمه‌ها برایت وزنه‌های سنگین هستند، باید تا صبح وزنه برداری.

در درونم غوغا بود، خسته بودم. حال من حال گفتن نبود ولی چاره‌ای هم جز گفتن نبود.

آرام ولی بی‌رمق از او پرسیدم: می‌خواهی خوب‌تر بشوی؟

با تمام وجودش جواب داد: بله

گفتم خوبی چیست؟ خوبی، ثروتمند شدن، عالم شدن، قدرتمند شدن، مشهور شدن و محبوب شدن است؟...

گفتم: یک خوبی داریم و یک خوشی، تو کدامش را می خواهی؟ خربزه برای مریض خوش است ولی خوب نیست. دارو برای او خوب است ولی خوش نیست. تو کدام را طالب هستی؟

مجبور بود بگوید: خوبی را می‌خواهم، هر چند ناخوش باشد و گفت.

پرسیدم: خوبی چیست؟ و برای رسیدن به خوبی باید چه بکنی؟

کمکش کردم جواب داد: خوبی آن است که کمبودهای مرا پر کند و کسری مرا جبران کند. به من بدهد، از من نگیرد. این خوبی است، اما راهش را نمی‌دانم.

گفتم: قرآن هم خوبی را نشان می‌دهد، که در این عنوان‌ها و اسم‌ها و این سو رفتن‌ها و این سو آمدن‌ها نیست:

لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ... (بقره۱۷۷)

خوبی این نیست که رو به شرق و غرب بیاورید، بلکه خوبی گرایش و عشق به الله و گرایش و عشق به ادامه‌ی انسان و روز دیگر است...

پ.ن: تازه می فهمم چقدر با قران انس نداشتم! ارتباط با امام زمان(عج) فرداها به اندازه ارتباط امروزِ ما با قرانه! یعنی....

پ.ن۲: مدرسه قرانی دانشگاه تهران  گزینه ی خوبی واسه دونستن،ندونستنامونه!


منبع این نوشته : منبع
خوبی ,شدن، ,گفتم ,گفتن ,خوبی چیست؟ ,گفتن نبود

مسأله حجاب در غرب

#مسأله_حجاب_در_غرب

#بررسی_حقوقی_جامعه_شناختی

#دکتر_علی_غلامی


از اواسط قرن بیست میلادی وضع حجاب در غرب دیگر نه به عنوان یک پروسه بلکه به عنوان یک پروژه، قابل تدقیق می‌باشد. از این زمان به بعد برخی سیاست ها و منویات حاکم بر ایدئولوژی نظام سلطه که اندیشمندان طی حدود دو قرن آن را پرورانده اند، اقتضا می کند که در حوزه‌ی شناخت، گرایش و رفتار، حجاب تضعیف شده و بی عفتی جایگزین آن شود.

تصویرسازی غلط از حجاب، تعبیر اشتباه از مفاهیم مهمی همچون آزادی، تساهل، خردگرایی، نسبی گرایی، فرد گرایی و... در حوزه‌ی شناختی، تبلیغات گسترده‌ی رسانه ای علیه حجاب و افراد محجبه به وسیله رسانه ها، فمنیسم، افکار عمومی و... در حوزه‌ی گرایش و تضعیف خانواده، تشییع فساد و تحمیل آن، تضعیف اخلاق و ارزش ها و... در حوزه‌ی رفتاری تنها بخشی از آن چیزی است که در غرب علیه حجاب در جریان است و نه به عنوان یک پدیده‌ی طبیعی و خودجوش بلکه به عنوان یک برنامه و طراحی از پیش تعیین شده دنبال می‌گردد.

مسئله حجاب در غرب

پ.ن: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! بحث ۴شنبه های سفید باعث شد درباره حجاب بخوام بیشتر بدونم و چقدر این کتاب برای استفاده کردن مفید بود.

پ.ن۲: دلم برای کلاسای استاد غلامی تنگ شد...خداکنه مهر زودتر بیاد...


منبع این نوشته : منبع
حجاب ,حوزه‌ی ,تضعیف ,علیه حجاب ,مسأله حجاب

آرزوهای مضحک

یک زمانی فکر می کردم که خوشبختی یعنی داشتن سلامتی، داشتن زندگی خوب و مطمئن، رفاه و آسایش، داماد کردن پسر، عروس کردن دختر، بغل کردن و بوسیدن نوه، داشتن امکانات گردش و تفریح و...چیزهایی از این قبیل.

کمی که بزرگتر شدم و به ارزیابی واقعی تری از قد و قواره و ابعاد دنیا رسیدم، از تعریف های قبلی خودم نسبت به زندگی و‌خوشبختی و سعادت، خنده ام گرفت.

مضحک بودن همه ی آن تعریف ها و آمال و آرزوها یک واقعیت است. ولی واقعیت دیگری هم هست و آن این که همین تعابیر و تعاریف کودکانه و خنده دار، برای عموم مردم، جدی ترین وجه زندگی تلقی می شود و همه تمهیدات و برنامه ریزی ها و جهت گیری ها و تحرکاتشان، برای رسیدن به این اهداف و تعاریف سامان می گیرد.

برای من سالیان متمادی سؤال بود که علت این اشتباه فراگیر چیست؟

چرا همه ی دغدغه‌ی عموم مردم شده است سبقت گرفتن از یکدیگر در مسابقه ای که از بنیان پوچ و بیهوده و بی توجه است؟!

به گمان من، تمام پاسخ سؤالِ به این بزرگی، در یک کلمه خلاصه می شود و آن غفلت است؛ غفلت عمیق و عمومی...

پ.ن: مطلب بخشی بود از کتاب فوق الععععععاده طوفان دیگری در راه است

پ.ن۲: کی می شه نگاه همه انقدر بزرگ بشه!؟

پ.ن۳: آدما تا چندسال باید بگردن تا خودشونو پیدا کنن؟ من گُمَم یا پیدا؟


منبع این نوشته : منبع
زندگی